حسين مير حيدر
223
معارف گياهى ( فارسى )
خيلى مشخص . گلهاى آن به رنگ سبز روشن يا كمى زرد ، معمولا در دو پايهء جداگانهء ماده و نر قرار دارند . علامت و نشانهء پايهء ماده اين است كه گلهاى خوشهاى آن پس از عمل تلقيح و شروع تشكيل ميوه از حال افراشته به صورت خميده درمىآيد . ريشهء گزنه درشت ، خزنده است و در فواصل مختلف ريشكهاى تازه از آن روييده و منشاء ساقهء هوايى و گياه جديدى مىشود و به همين دليل اين گياه به سرعت گسترش مىيابد . پرزها و تارهاى مخروطى شكل كه گياه را پوشانيده چسبناك و گزنده است و پس از لمس كردن پرزها به پوست دست مىچسبد و ترشحات سوزانندهاى از جنس اسيد فورميك از خود وارد پوست مىكند كه ايجاد سوزش ، خارش ، و ناراحتى مىنمايد . تخم آن نرم ، برّاق و كمى پهن و تيرهرنگ است از تخم كنجد بزرگتر و كمى شبيه تخم كتان است . گزنهء درشت در باغها و نقاط سايهدار كنار پرچينها ، كنار جادهها و خانهها در مناطق مختلف شمال ايران و دامنههاى البرز و ييلاقات اطراف تهران بهطور خودرو مىرويد . شاخههاى جوان گزنهء درشت خوردنى است و پس از چيدن خشك كرده در تركيب غذاى طيور استفاده مىشود و بعلاوه علوفهء خوبى براى گاوان شيرده مىباشد . از برگهاى جوان آن نظير اسفناج استفاده مىشود . و از گلهاى آن قبل از رسيدن ميوه به صورت له شده مخلوط با تخممرغ پخته براى تغذيهء جوجهء پرندگان استفاده مىشود . تكثير گزنه از طريق كاشت دانهء آن و يا با كاشت قطعات ريشهدار گياه انجام مىشود . تركيبات شيميايى از نظر تركيبات شيميايى وجود مادهء لسيتين « 1 » و گلوكوزيدى با اثر قرمزكنندهء پوست و به علاوه لعاب ، تانن و فورميك اسيد « 2 » و چند املاح معدنى و گوگرد در گياه گزنه تأييد شده است . از سرشاخههاى گياه مادهء رنگى به نام اورتىسين « 3 » گرفته مىشود .
--> ( 1 ) . Lecithin ( 2 ) . Formic acid ( 3 ) . Urticine